emad and anna image

عماد و آناهیتا

emad and anna image

داستان ما

همه چیز از یک آشنایی ساده شروع شد؛ از روزهایی که شاید هیچ‌کدام فکر نمی‌کردیم سرآغاز زیباترین فصل زندگی‌مان باشد. میان هیاهوی روزها و دغدغه‌ها، ما آرامش را در نگاه هم پیدا کردیم. با هم خندیدیم، با هم یاد گرفتیم، در برابر چالش‌های مسیر قوی‌تر شدیم و قدم به قدم، رویاهای کوچک و بزرگمان را به واقعیت گره زدیم. این سال‌ها برای ما فراتر از یک همراهی ساده بود؛ فرصتی بود برای رشد کردن در کنار هم و ساختن پیوندی که حالا با باور و عشق، آن را ابدی می‌کنیم. حالا در آستانه این شروع جدید، دست در دست هم ایستاده‌ایم؛ آماده برای نوشتن ادامه‌ی این داستان، و چقدر خوشحالیم که شما در این برگ از کتاب زندگی‌مان، کنار ما هستید.

داستان عماد

همیشه به دنبال ساختن بودم؛ چه در دنیای ایده‌ها و منطق، و چه در مسیر زندگی. اما ماندگارترین و زیباترین ساختار زندگی‌ام را زمانی شروع کردم که آناهیتا به دنیای من آمد. برای من، این جشن یک نقطه عطف است؛ تعهدی همیشگی برای بودن، حمایت کردن و ایستادن پای تمام رویاهایی که قرار است فردا با هم بسازیم.

emad image
anna image

داستان آناهیتا

زندگی برای من ترکیبی از جزئیات ظریف و لحظه‌های ناب است، و شیرین‌ترینِ این لحظه‌ها، پیدا کردن همسفری بود که جهان را برایم آرام‌تر و زیباتر کرد. در کنار عماد، رفاقت و تکیه‌گاه بودن معنای حقیقی به خود گرفت. خوشحالم که از امروز، تمام جاده‌های آینده را با هم قدم می‌زنیم و این آغازِ دوست‌داشتنی را با شما به اشتراک می‌گذاریم.

خاطرات ما

جشن عروسـی

شبی که با حضور شما، به یادماندنی‌ترین شب زندگی‌مان خواهد شد. در فضایی آکنده از عشق و موسیقی، چشم‌به‌راه قدم‌های سبزتان هستیم تا آغاز این راه بی‌پایان را در کنار هم جشن بگیریم.

۱۵ شهریور ۱۴۰۵
از ساعت ۱۹:۰۰ الی پاسی از شب
۱۶ کیلومتری شهر قدس، روبروی کرمان موتور، عمارت ملک

برای مسیریابی روی یکی از گزینه‌های زیر کلیک کنید